رباعی

 

 

 

 

 

 

این هم دو رباعی ....

 

1

پیوسته دچار رخوتی خانگی ام
یک کشور محکوم به ویرانگی ام
دنیا دارد خواب مرا می بیند!
آغاز شده ست عصر دیوانگی ام!!!

2

ما از اول به زندگی تف کردیم!
بی واهمه! ابراز تاسف کردیم
معشوق و شراب بود / اما تنها
"تنهایی" را به هم تعارف کردیم!

پیمان سلیمانی/فروردین92

 

 

/ 4 نظر / 29 بازدید
فتاح مومنه

بعضیا میگن باید از کنار مشکلات با سرعت عبور کنی و بگی : میگ میگ اما نمیدونن مشکلات نشستن رومون و میگن : انگوری انگوری

رهی کاوه

سلام آقا پیمان عزیزم غزل امروز جای ویرایش داره باید روش کار کنم ..ببخشید یک دنیا ممنون بابت مهربانی هاتون خنده هایت نوید آزادیست ، تک تکش را کتاب خواهم کرد چشم هایت مرا سیاسی کرد ، با لبت انقلاب خواهم کرد سرزمینم هزار و اندی سال ، زیر یوغ سیاه تنهاییست شاه باید از این وطن برود ، خانه اش را خراب خواهم کرد وقت آتش بس است با تقدیر ، باید این جنگ ها تمام شود عکس تو قطع نامه ی صلح ست ، روی دیوار قاب خواهم کرد کودتایی بزرگ در راهست ، یک تبانی علیه خوشبختی با توکل به قلب معصومت ، زود نقش بر آب خواهم کرد کاش از یک لوازم التحریر ، چند ماژیک نقره ای بخری آسمانم ستاره کم دارد ، سر ِ فرصت حساب خواهم کرد تو سلحشور زندگی ِ منی ، ناجی ِ این تبار درمانده فکر تنهایی ات نباش عزیز ، من تورا انتخاب خواهم کرد ...! ************************************************** دردِ یک کودکِ رها شده ام ، سخت محتاج لمس آغوشم هر شب از سینه های تنهایی ، جرعه ای بغض گرم می نوشم هرکه از دورها رسید مرا ، چند لحظه بغل گرفت و گذشت اشک یک تن فروش بر من ریخت ، بوی عصیان گرفت تن پوشم شب پر از ناله های ارواحست ، ناله هایی شبیه لالا

فاطمه توحیدی

سلام آقای سلیمانی حالتون چطوره؟ وبلاگتون خیلی قشنگه شعراتون هم مثل همیشه زیبا و دوست داشتنی...